فیلمنامه کوتاه

فیلمنامه کوتاه چتر آبی

 

 

 

*به نام خدا*

(چتر آبي)

فيلمنامه نويس

يعقوب اكبريان


 

1.روز/خارجي/حياط خانه ي روستايي

دختر بچه ای از پشت پنجره ای کوچک به حیاط نگاه می کند.مادرش در حیاط درون طشت قدری لباس ریخته و مشغول شستن است.پدر با عصبانیت از اتاق بیرون می آید. کفش هایش را می پوشد و به گوشه حیاط می رود.سپس کمی مکث کرده به زنش نگاه می کند.به  دنبال تبرمی گردد.ولی دختر بچه تبر را 

قبلاَ پنهان کرده است . مرد با عصبانیت از حیاط خانه خارج می شود.

2.روز/خارجي/كنار باغ خشكيده

مرد با دولچه سعی میکند از چاه آب بکشد و به درختان نیمه خشک  باغ آب بدهد ،ولی نمي تواند موفق شود . با عصبانیت دولچه را پرت میکند.کنار چاه به روی سنگ بزرگ می نشیند به غروب  خورشيد خیره می شود.اشک از چشمانش سرازیر می شود. 

3.روز/خارجي/تپه ي كنار روستا

اهالي روستا از خانه هاي خود خارج مي شوند و به سمت تپه ی کنار روستا می آیند و در آنجا جمع شده و مشغول دعا برای باران می شوند.همه در حال دعا کردن گریه میکنند.دختر بچه با چتر آبی در حالی که میخندد از کوچه بیرون آمده و به سمت جمعیت می رود.مرد از زیر کت اش گوشه چتری مشکی را مشاهده مي كند .صدای بارش باران باران بر  روی چتر آبی به گوش مي رسد.

پايان.

 

نگارش: يعقوب اكبريان.

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

0 #1 محمد 1392-09-22 01:32
بـــَــــ ه بــــَــــ ه حاجی :oops:
نقل قول کردن