ادبیات شرق

ادبیات شرق

لیلی و مجنون

 

 

ادبیات ملل

شعر مهم ترین سند تاریخ اعراب قدیم بود، و در این باب معلومات فراوانی را در بر دارد، تا آنجا که ان را به حق " دیوان العرب" گفته اند، شعر آن زمان ما را از اوضاع و احوال جغرافیای جزیره العرب و بلاد آن آگاه می ساخت و اوضاع اجتماعی و آداب و رسوم آن زمان، انواع طعام ها، نوشیدنی ها، لباس های گران قیمت آگاه می ساخت. همچنین در اشعار آنها اطلاعاتی از ادیان و مذاهب و علوم و معارف و صناعات این قوم نیزبدست میآید. معلقات قصایدی است طولانی، که از زیباترین اشعار قدیمی است که به دست شاعران معاصررسیده است، ابن عبد ربه، ابن رشیق و ابن خلدون معتقدند که معلقات هفت قصیده است که اعجا ب اعراب آن زمان را بر انگیخته اند تا آنجا که آنها را با آب زر نوشته و بر پرده های کعبه آویخته بودند، ولی برخی دیگر معتقدند که این قصاید را گاه معلقات و گاه " السبع الطوال" و گاه " مذهبات" و زمانی " السموط" " مروارید های به رشته کشیده شده" خوانده اند. این اشعار که هفت قصیده انداز هفت شاعربنام های امروالقیس،طرفه بن العبد وزهیربن ابی سلمی و لبیدبن ربیعه"

عمروین کلثوم"و عنتره العبسی و حارث بن حلزه که برخی معلقه نابغه الذبیانی و نابغه جعدی و عبیدبن الابرص را نیز بدانها اضافه کرده اند.

امروالقیس دارای دیوانی است که در سال1877 برای نخستین بار در پاریس به طبع رسیده و معروفترین اشعار او همان قصیده معلقه اوست که شهرت جهانی دارد، که نام دیگر آن مجنون لیلی یا قیس لیلی است.

حال برخی از ابیات زیبای او را میخوانیم:

 

قفا نبک من ذکری حبیب و منزل

بسقط اللوی بین الدخول فحومل

فتوضح فالمقراه لم یعف رسمها

لما نسجتها من جنوب و شمال

تری بعر الارام فی عرصاتها

وقیعانها کانه حب فلفل

کانی عداه البین یوم تحملوا

لدی سمرات الحی ناقف حنظل

وقوفا بها صحبی علی مطیهم

یقولون: لاتهلک اسی و تجمل

                    الشاعر :أمرؤا القیس

 

 

همسفران لحظه ای درنگ کنید، تا به یاد یار سفر کرده وبر سر منزل او بگرییم. روزگاران گذشت و هنوز وزش بادهای جنوب و شمال، آثار خیمه ها و خاکستر اجاقهایشان را نزدوده است.

هنوز جای پای آهوان در آنجاست و رد پاهای آنها مانند تصویری بر روی زمین حک شده است.

صبح روز وداع وقتی عزم سفر کردند، من کنار بوته هایی که جلوی خیمه آن یار عزیز چنان اشک می ریختم که گویی آن مرد هیزم شکن هستم، و یارانم به من می گفتند که خود را از اندوه هلاک مکن!شکیبا باش!.........

 

 گرد آورنده : غسق عبیدی

 

نزار قبانی

نزار قبانی در سال 1923 میلادی در دمشق متولد شد. تحصیلات خود را در این شهر به پایان برد. در سال 1966 به بیروت رفت و در آنجا موسسه ای انتشاراتی به نام خود دایر کرد. پس از در گرفتن جنگهای داخلی در لبنان و کشته شدن همسر او، در سال 1982 نخست به ژنو و سپس به لندن رفت و تا اواخر عمر در همان جا ماندگار شد، او در سال 1998 درگذشت و بنا به وصیت او در آرامگاه خانوادگی در دمشق به خاک سپرده شد. در میان شاعران امروز در جهان عرب نمی توان از لحاظ نفوذ دامنه دار در جمهور شعرخوانان و القای شور و حال در عامه مخاطبان و برخورداری از شهرت و شناختگی بسیار شاعری چون نزار قبانی یافت. او صرف نظر از هرگونه ارزش گذاری هنری و ادبی و پژوهش نقادانه، شاعری است معروف که در جغرافیای همزبانان او عاشقان بسیاری دارد. عشق نخستین و اساسی ترین محور و موضوع در شعر اوست و نگاه او در این قلمرو کاملأ نو، زیباشناسانه، و کاوشگرانه سایه روشنهای ذهن و ضمیر زن و مرد شرقی است در شعرهای او، بیش از هر چیز جرئت و بی پروایی او که در وزن و موسیقایی سازوار و روان، القا می شود. زبان او به زبان گفتار نزدیک و از مفاهیم و عناصر فرهنگ عامه سرشار است و دامنه تغزل او چنان رنگارنگ و پرتنوع است که چندین نسل از شعرهای او استناد می کردند؛ مهمترین موضوع دیگر شعر او موضوع شعر سیاست است که شعرهای او در این زمینه تقریبأ تند و عاطفی است ولی در عین حال همان عناصر زبانی و موسیقایی در شعر سیاسی او نیز ملحوظ است، که اشعار سیاسی و عاشقانه او در مطبوعات و رسانه ها، بحثها و گفتگوها و جدالهای قلمی بسیاری داشته است.

از نزار قبانی چهل و دو دفتر در شعر و نثر یافته شده است. عمده ترین مجموعه های شعر عاشقانه او عبارتند از: زیبای گندمگون به من گفت(1944)، طفولیت یک نار بینم(1948)، تو از آن من هستی(1950)، شعرها(1956)، دلدار من(1961)، نقاشی با کلمات(1966)، کتاب عشق(1970)، صد نامه عاشقانه(1970)، و...است که چند دفتر دیگر آن نیز شعرای سیاسی او را در بر می گیرد، او می گوید: مردم مرا عاشقی بزرگ می دانند و نمی خواهند مرا خشمگینی بزرگ بشناسند، این روی سکه را می شناسند، اما به آن روی سکه اهمیت نمی دهند، مرا در شیشه عشق می گذارند و در آن را به موم قرمز مهر و موم می کنند. چنین کاری تحدید ساده لوحانه عشق است و تحدید ساده لوحانه من، آن که دوستدار زنی است دوستدار وطنی است و آن که به رخساری زیبا دل می بازد به جهان دل باخته است، شعر گفتن من درباره زن به هیچ وجه به این معنا نیست که من با پیکر او عهدنامه ای ابدی امضا کرده ام، عشق نزد من در آغوش گرفتن جهان و به بر گرفتن انسان است. زیرا شاعر محدودیت مکانی ندارد و چون موج دریا دائم در حال تغییر است. حال یک قسمت از شعر زیبای او را می خوانیم:

حب بلا حدود----

یا سیدتی:

کنت أهم أمرة فی تاریخی

قبل رحیل العام

أنت الآن آهم امرأة

بعد ولادة هذا العام

أنت امرأة لا أحسبها بالساعات و بالأیام

أنت امرأة

صنعت من فاکهة الشعر

و من ذهب الأحلام

أنت امرأة...کانت تسکن جسدی

قبل ملایین الأعوام

شعر:نزار القبانی

عشق بی حد و مرز

بانوی من

پیش از رخت بر بستن سال

تو در تاریخ من مهم ترین زن بودی...

و اکنون پس از تولد این سال

باز هم مهم ترین زن هستی

تو زنی هستی که با حساب ساعتها و روزهایت نمی شمارم!

تو زنی هستی.....

که از میوه شعرت ساخته اند

و از زر رویاها

تو زنی هستی...که در پیکر من سکنی کرده بودی

از هزاران هزار سال پیش........

 

گردآوردنده: غسق عبیدی

 

حکایت نی از زبان جبران ومولانا

 

 

أعطنی النای و غَنّ                        فالغنا یرعی العقول

وأنین النای أبقی                         من مجیدٍ و ذلیل

أعطنی النای و غَنّ                      فالغنا یمحو المِحَن

وأنین النای یَبقی                      بعدَ أن نفیی الزّمَن

أعطنی النای و غَنّ                      فالغنا خیرالشّراب

وأنین النّای یَبقی                      بعدَ أن نفنی الهِضاب

لیس فی الغایات دینٌ                لا و لا الکُفُر القبیح

فإذا البلبل غنّی                       لم یقل هذا الصحیح

إن دین الناس یأتی                  مثل ظلٍّ و یَروح

لم یقم فی الأرض دینٌ               بعد طه و المسیح

المواکب، جبران خلیل جبران

جبران خلیل جبران

 

 

جبران خلیل جبران:

 

جبران خلیل جبران در سال 1883در شهر بشره واقع در کوه های شرقی لبنان به دنیا آمد.در سن سی و پنج سالگی نخستین اثر او با نام "المواکب"به زبان عربی انتشار یافت.

دیوانه اثر دیگر جبران که در سال 1919به زبان انگلیسی منتشر شد ,کتاب برگزیده یا به عنوان مصطلح آن پیامبر ،در سال 1923به نثر شاعرانه انگلیسی به دستهای چاپ سپرده شد و بلافاصله در ادبیات معاصر انگلیسی در قالب ادبیات کلاسیک گنجانده شد.این کتاب به تمام زبان های دنیا منتشر شده و در محافل ادبی اروپا و امریکا عنوان برگزیده عرفان شرق را به خود اختصاص داده است.

جبران با این کتاب ها به شهرت رسید.از آثار دیگر او قالبهای شکسته ،روان های سرکش، توفان ها ,پریان دره ،کتاب موسیقی ،خدایان خاکی ،مسیح فرزند انسان ، شن وکف و سرگردان را نام برد که همگی اگر شعر نباشد در قالب نثر شاعرانه سروده شده اند.