نوشته ها

شب آرزوها

 

 

 

آسمان تقسيم شده است به تكه هاي فيروزه اي

به شكل يك پنجره ي باز سهم فيروزه ايت را بردار

دستت را به خواهش بلند كن و آهت را در تمناي هر آرزو بسوزان

و در بازي نور زمين و شب در محوترين گوشه تنهايي را با ساده ترين رنگ ها نقش بزن

دقيقه ي فراموشي را از عميق ترين نقطه ي ذهن خارج كن

و يك يك صداهاي خاك خورده را از خاطرش بخوان

به ياد بياور كه درختان و برگ هاي سبزشان همگي تشنه اند

بخواه كه باران ببارد

و يك شبنم همراه رو یاي ناتمام گل نيلوفر با پيچ و تاب در خم يك ستون چوبي دعايت را پرواز دهد

آرام در ظلمت شب چشمانت را ببند كه روشني صبح پاسخ انتظارت خواهد بود.

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید