نوشته ها

زهرا جان

 

زهرا جان

سنگین سخنم

و تنگ قلب در شور این تاریکی

به کدامین نظر صدایت را خواهم شنید که در غریبانه امشب می گرید؟

و تقدیر مهر مادرانه ات را به اندک مجالی تقریر می کند.

زهرا جان

مرا به پرده حجابت بخوان

که خاموشی ات پرواز پروانه ایست کبود کنار شمع تنهایی ام

می سوزد و آواز روشنایی خاک سردی است که از پایان داشتن تو می گوید.

همه خواندنی ها و گفتنی ها را به زیر سکوت امشب خواهم کشید

اکنون آرام بخواب ودر وعده گاهت بمان

که صبر و انتظارم به شیرینی یاد تو قد خواهد کشید و زمان را در لحظه ای متوقف خواهد کرد.

من در گستره آن لحظه چشم خواهم بست و تصویر زیستن دوباره تورا خواهم دید.

 

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید