نشست ها ونقدها

مطالعات فرهنگی(جلسه دوم)

 

 

بعضی متخصصان خصوصا در مطالعات فرهنگی ابتدائی انگلیسی مدلی مارکسیستی را در این حوزه به کار بستند . تمرکز اصلی دیدگاه مارکسیست ارتدوکس بر تولید معناست . این مدل تولید انبوه فرهنگ را فرض می گیرد و قدرت را دراستقرار از طریق تولید مصنوعات فرهنگی می بیند. در دیدگاه مارکسیستی آنهایی که ابزار تولید (زیربنای اقتصادی) را کنترل می کنند ذاتا کنترل کننده فرهنگ اند . رویکردهای دیگر به مطالعات فرهنگی مانند رویکرد فمینستی و گشایش های آمریکایی بعدی از این دیدگاه جبری یا تسلط فاصله گرفتند . آنها مفروض مارکسیستی وجود معنای مسلط واحد مشترک بین همه در مورد محصول فرهنگی را نقد کردند.

رویکردهای غیر مارکسیستی معتقدند که روش های متمایز مصرف مصنوعات فرهنگی بر معنای محصول تاثیر می گذارد . نقد مهم دیگر شامل دیدگاه سنتی می شودکه مصرف کننده منفعل را مفروض می گیرد. دیدگاه های دیگر شامل دیدگاه سنتی ای می شود که مصرف کننده منفعل را مفروض می گیرد .دیدگاه های دیگر این موضوع را خصوصا با تاکید بر روش های متفاوتی که مردم متون فرهنگی را می خوانند و دریافت و تفسیر می کنند به چالش می کشند . این دید گاه های متمایز نقطه تمرکز را از تولید محصولات تغییر دادندو در عوض می گویند که مصرف محصولات با توجه به اینکه مصرف کنندگان معانی متفاوتی به آنها می دهند اهمیتی برابر دارد. بعضی عمل خرید را به هویت پیوند زده اند استوارت هال در این گشایش ها موثر بوده است . بعضی مفسران تغییر به سوی معنا را به عنوان چرخش فرهنگی توضیح داده اند.

در زمینه مطالعات فرهنگی اندیشه متن بودگی نه تنها شامل زبان نوشتاری بلکه فیلم ها و عکس ها و مد لباس یا آرایش موها هم می شود.  متن های مطالعات فرهنگی شامل همه مصنوعات معنا دار فرهنگ اند و به همین ترتیب مطالعات فرهنگی مفهوم فرهنگ را گسترش می دهد . فرهنگ برای پژوهشگر مطالعات فرهنگی شامل فرهنگ متعالی نسبی و فرهنگ همه پسند نیست بلکه شامل معنا ها و رویه های روزمره هم می شود. این سه مورد آخر یعنی فرهنگ همه پسند و زندگی روزمره و نوع رفتارهای عمومی نقاط تمرکز اصلی مطالعات فرهنگی هستند. بعضی حوزه های پژوهشی مطالعات فرهنگی در دانشگاه بیرمنگام شامل خرده فرهنگ و فرهنگ همه پسند و مطالعات رسانه ها می شد.

مرکز مطالعات فرهنگی در دانشگاه بیرمنگام در مطالعات فرهنگی و نظریه های وابسته گرایش به اخذ دیدگاه بینا رشته ای در فرهنگ از جمله مولفه های متفاوت مارکسیست و پسا ساختارگرایی و فمینست و نظریه های انتقادی نژادی و متدلوژی های سنتی تر مثل جامعه شناسی را داشت. مرکز بیرمنگام باز نمایی های گروه های متفاوت در رسانه های توده ای را مطالعه و تاثیرات و تفسیرهای این بازنمایی ها نزد مخاطب رابررسی می کرد و برای تولید بسیاری از مطالعات و پزوهش های کلیدی این موضوع برجسته جالب توجه است. استوارت هال که در سال 1968 مدیر مرکز شد الگوی رمزگذاری-رمز گشایی بدوی خود را توسعه داد.

اعضای این مرکز مانند استوارت هال به انتشار آثارشان درباره فرهنگ جوانان در رسانه ها و آموزش و غیره مشغول شدند . نظریه پردازان مرکز بیرمنگام به مخالفت با زیبایی شناسان و محافظ کاران فرهنگی پرداختند مانند تی اس الیوت که مطالعه فرهنگ را بررسی  آثار بزرگ فرهنگ والا می دانستند.

استوارت هال یکی از مهم ترین توضیح دهندگان نظریه دریافت است .این رویکرد به متن کاوی بر نقطه توجه مذاکره و مخالفت در سهم مخاطب متمرکز است. به این معنا که متن چه کتاب باشد و چه فیلم منفعلانه از سوی مخاطبان پذیرفته نمی شود بلکه مولفه های فعالانه را هم شامل می شود.فرد درباره معنای متن مذاکره می کند . معنا به پس زمینه فرهنگی فرد وابسته است و پس زمینه می تواند توضیح بدهد که چطور بعضی از خوانندگان قرائت خاصی از متن را می پذیرند درحالی که دیگران آن را رد می کنند.

این اندیشه ها بعدتر در الگوی استوارت هال در باره رمزگذاری-رمزگشایی گفتمان رسانه ای توسعه یافت . معنای متن جایی بین تولیدکننده و خواننده قراردارد با این که تولیدکننده متن را به روش خاصی رمزگذاری می کند خواننده آن را در مفهومی کمی متفاوت رمزگشایی می کند .آن چیزی که هال حاشیه فهم می خواند این خط فکری با ساخت گرایی اجتماعی پیوند دارد.

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید