نشست ها ونقدها

روانکاوی در متن ادبی

آخرین نشست انجمن نویسندگان در سال نود و دو برگزار گردید در این نشست که هر دو هفته یکبار در روزهای چهارشنبه در محل موسسه برگزار می‌‌‌‌‎شود، استاد ورجانی مباحث پیشین خود پیرامون روانکاوی و تأثیر آن در متن را پی گرفت؛ در ادامه سخنان ایشان برای دوست‌داران ادبیات ارائه می‌شود:

رویکرد سوم در روانکاوی:

این رهیافت مبتنی بر الگوی ساختاری ذهن در نظریه فروید است، الگویی که مطابق با آن روان آدمی به قلمرو سه کنشگر به نامهای نهاد، خود، فراخود تقسیم شده است. و از سه نظر درنقد ادبی تحول ایجاد کرده است، یکی اینکه خود را نیروی خلاق شمرده است و به این ترتیب تاکید نقد روان‌کاوانه را از نویسنده به متن و ویژگی های صوری و شکلی متن معطوف کرده است.

و اینکه این رویکرد به آدم ها ربط دارد نه به خود نویسنده. دوم اینکه منبع لذت و اضطراب است، و سوم این که کانون توجه را تدریجا از متن به سمت خواننده برده است. در این شیوه آنچه در نقد ادبی بدان دست می‌‌‌‌‎یابیم برملا کننده ذهنیت و شخصیت یا ناخودآگاه خواننده و مخاطب اثر ادبی است، و قرائت متون ادبی راهی است برای اینکه ما نفس خودمان را تعریف کنیم بی آنکه خود به این امر وقوفی آگاهانه داشته باشیم.  نیچه فیلسوف غرب در این باره می‌‌‌‌‎گوید: انسان به دنبال کشف حقیقت نیست او می‌‌‌‌‎خواهد حقانیت خودش را کشف کند. دیا نورمن هالن نیز می‌‌‌‌‎گوید: خواننده با قرائت متن ادبی کسب لذت می کند زیرا امیال خود را به شکلی دیگر می‌‌‌‌‎بیند و همذات پنداری برقرار می‌‌‌‌‎کند و با شخصیت‌‌‌‌‎های اثر ادبی همذات پنداری می‌‌‌‌‎کند.

"روان کاوی سوم"

آلفرد آدلر: یکی از شاگردان فروید است که با برخی از عقاید فروید مخالف بود و می‌‌‌‌‎گفت که اختلالات روانی از نیروی جنسی نیست بلکه از "عقده حقارت"است، و تلاش می‌‌‌‌‎کند تا بر عقده حقارت غلبه کند، او به وحدت شخصیت معتقد است و اینکه رفتار انسان عواملش قوانین اجتماعی است نه غریزه جنسی، و اینکه ناخودآگاه انسان مهم است نه خودآگاه او. البته او غریزه جنسی را نقض نمی‌‌‌‌‎کند ، بلکه می‌‌‌‌‎گوید عامل اصلی"عقدۀ حقارت"است ، یعنی از کمبودهای یک شخص نشات می‌‌‌‌‎گیرد ، و ممکن است فرد به دلیل برخی تلقین های بد خانواده یا سرکوفت برخی از اولیا و مربیان ، مردودشدن در امتحان و ازدواج های نامناسب و ... دچار اختلالات عصبی و روانی شود، که آدلر گفته است که برای جبران کردن عقده حقارت فرد متوجه هنر، فلسفه و ادبیات ، گرایش‌‌‌‌‎های خاص عقیدتی می‌‌‌‌‎شود که عکس‌‌‌‌‎العملی است در برابر این عقده یعنی مثلا زنی که نسبت به شوهر یا پدر و یا برادر خود احساس حقارت داشته باشد ممکن است از طرفداران حقوق زن شود تا درزمانی که قدرتی کسب کند با جنس مذکر رفتار تحقیرآمیزی داشته باشد.

یونگ: او یک روانشناس سویسی است که از شاگردان فروید بود ولی مثل آلفرد لییدو وارد کرد و آنچه را که مهم دانسته است، رویا ها، و تصاویر است، در روانشناسی یونگ اصطلاحات مهمی چون ناخودآگاه جمعی درون گرایی، برون گرایی، صور اساطیری، مطرح است. او معتقد به دو گونه ناخودآگاه است. ناخودآگاه فردی وناخودآگاه جمعی.

ناخودآگاه جمعی از زندگی نیاکان گذشته به ارث رسیده است و بدین ترتیب هنر و ادبیات از طریق "صور اولیه"به تاریخ می‌‌‌‌‎پیوندد، و همه مردم به نوعی در ناخودآگاه جمعی سهیم اند، به بیان دیگر منشا ش همان ناخودآگاه جمعی است که و صور مثالی یا کهن الگوها در رویاها و توهمات، و خیال‌‌‌‌‎پردازی‌‌‌‌‎ها و هنر و ادبیات خود را به ما نشان می‌‌‌‌‎دهد و به طور کلی بر ما نظارت و نفوذ دارد.

غسق عبیدی

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید