نشست ها ونقدها

روانکاوی متن ادبی (جلسه اول)

موضوع بحث این بار به حوزه روانشناسی وارد شده که جذابیت خاص خودش رو داره استاد ورجانی از مقدمه شروع می کنند.

 

 

روانکاوی متن ادبی

مقدمه:

تمامی گفتمان روانکاوی درباره این است که چه چیزی می تواند خوانده شود و در فراسوی آنچه  شخص را به گفتن واداشته می تواند خوانده شود .در روانکاوی به گفته نشانگر به جز آن معنایی که دارد معنای دیگری داده شده است.

ژاک دیریدا فیلسوف ساختار شکن فرانسوی نیز در رابطه با نظریه ساخت شکنی خود می گوید روانکاوی درآغاز در پی یافتن چگونگی پدیده ها وکارکردهای ذهن بود تا بتواند نقش تعیین کننده نیت ها ، آرزوها وانگیزه های برخواسته از ذهن را در شکل گیری رفتارهای خود و یا علامت اختلال رفتار در یابد.

آنچه را فروید و بروئر در کار با بیماران هیستیریک یافتند انگار دو ذهن یا دو بخش جداگانه در یک ذهن بود که پیام های متفاوت و یا متناقض و یا حتی گاه متضاد داشتند که به یکی از آنها فرد آگاه بود پس خود آگاه نام گرفت که همان آگاهی سنت فلسفه بود که اززمان دکارت به عنوان واقعیتی بدیهی و چالش ناپذیر پذیرفته شده بود.دیگری بخشی از ذهن بود که فرد یعنی مالک ودارنده آن از محتوای آن خبر نداشت اشیای پنهان از یادهای فراموش شده  که یاد نمی آمدند آن را ناخودآگاه نام دادند که دنیای دیگری بود غریب و بیگانه که انگار به فرد دیگری تعلق داشت

اصطلاحات نقد روانکاوانه:

خودآگاه ، ناخودآگاه ، نیمه خودآگاه ،من، فرامن، نهاد،لیبیدو،شور زندگی

شورمرگ که شامل دیگرآزاری و خود آزاری است

رویا،کابوس،بازی و نوشتن ،بازی کودکان ،بازی بزرگسالان،عقده اودیپ، عقده الکترا،ناآگاهی ،بیماری روان ،خودشیفتگی،

انحراف جنسی،هم جنس خوانی ، دلهره

در روانکاوی متن ادبی سه اتفاق می افتد:

1.بررسی زندگی و شخصیت هنرمند به منظور روشنگری در آثار او

2.استفاده از آثارهنرمند به عنوان سند درروانکاوی در توضیح شخصیت های اثراو و بلافاصله باید افزود که منتقد می تواند یکی از این دو روش یا هردو را تواما به کارگیرد

3.بابررسی یک اثر ادبی خود منتقد هم بررسی می شود.

پیش از پرداختن به چگونگی کاربرد روانکاوی در مطالعات ادبی لازم است چند مفهوم دراین نظریه راتبیین کنیم . یکی از این مفاهیم فرافکنی است  و آن نوعی سازوکار دفاعی است که ما بخش های نامطلوب شخصیت خودمان رابه دیگران نسبت می دهیم یعنی آن ویژگی ای را که درواقع نمی دانیم خودمان داریم می گوییم دیگری دارد تا درمرحله بعدی اورا محکوم کنیم و منکر وجود آن عنصر در شخصیت خودمان شویم.

روانکاوی متن ادبی رویکردی است برای تبیین و تفسیر آثارادبی مانند داستان کوتاه، رمان ،شعر روایی ، فیلم نامه ،نمایشنامه و هر هنرروایی دیگری از منظری روانکاوانه که نخستین بارتوسط زیگموند فروید پدر علم روانشناسی برروی آثارداستانی همچون رمان جنایت و مکافات نوشته فئودر داستایوسفکی و رمان برادر کارامازوف بیان شده است.

شیوه نقد روانکاوانه و روانکاوی متن ادبی معمولا برپایه نظریات اساسی زیگموند فروید است امادیگرروانکاوان برجسته ای نیزهستند که درخصوص روانکاوی متن ادبی نظراتی ابراز کرده اندکه اسامی پاره ای از آنان به شرح زیراست.

کارل گوستاویونگ

استکل

ژاک لاکان

آلفردآدلر

اریک فروم

کارن هورنای

ژولیا کیرستوآ

مفاهیم اساسی و پذیرفته شده درروانکاوی متن ادبی به شرح زیر است

1)جبر رفتاری     2)دوران کودکی  3)ستیزه های تنانی روانی   4)وجودضمیرناخودآگاه

بدین ترتیب کارنوشتن متن ادبی رفتاری می شود درردیف رفتارهای دیگر و آفرینش ادبی نیزمورد ویژه ای است تحلیل شدنی همانند رویا

 

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید