مقالات

حماسه و مرثیه در شعر


حماسه ومرثیه لازمه شعر عاشورایی است
 
شعر عاشورایی، جزو مهم ترین شاخه های شعر دینی است که کارنامه ای
پر بار دارد و بسیاری از شاعران دیروز و امروز، در این عرصه کوشیده اند تا

 به بیان این حادثه مهم در تاریخ اسلام بپردازند.
در گفت و گویی که با امیر عاملی، یکی از شاعران اهل قزوین داشتیم، به مبحث شعر عاشورایی پرداختیم و تفاوت های این شاخه را با دیگر شاخه های دیگر شعر دینی بررسی کردیم. هم چنین به موضوعی چون سوگ سروده های دوره صفویه و تفاوت های آن با سوگ سروده های دوره خودمان پرداختیم. موضوع توجه شاعران عرب به عاشورا نیز، بحث دیگری بود که در جریان این گفت و گو به آن پرداخته شد.
شعر عاشورایی چه تفاوت هایی با دیگر گونه های شعرهای دینی، نظیر شعر علوی و رضوی و فاطمی دارد؟
شعر عاشورایی دارای نوعی حماسه و شور است، هر چند که در این گونه شعر، غمی موج می زند که در دیگر شعرهای دینی به این شدت یافت نمی شود. ما در شعر عاشورایی هم چنین، مرثیه را در اوج خود می بینیم. غم عاشورایی، غمی خجسته است که در انسان رستاخیزی به پا می کند. غمی که سبب رشد و تکاپوی انسان می شود و انسان فرصت، حرکت و خیزش می دهد. ما در غم نزدیکان مان مرثیه می گوییم. ولی این مرثیه برای عزیزان کجا و مرثیه برای امامی که جان شان را در راه خدا فدا کرد، کجا. برای نمونه، شاعری مثل محتشم کاشانی در دوره صفوی، به مرثیه نظر داشته است و در این فضا سیر کرده است. شاعری هم مانند عمان سامانی، به مبارزه و حماسه پرداخته است. کلاً می توانیم بگوییم که سوگ سروده های عاشورایی انسان را از خمودگی و راکد بودن نجات می دهد و وارد عرصه ای دیگر می کند، عرصه ای سرشار از جنبش و خیزش که به کار انسان می آید. سوگ سروده های عاشورایی سبب پرواز انسان در آسمان ولایت و اماممت می شود که این پرواز بی نظیر است.
سوگ سروده های عاشورایی در دوره صفویه و دوره ما، چه تفاوت هایی با هم دارند؟ آیا سروده های عاشورایی در دوره صفویه، رشد یافت یا در دوره ما؟
البته بعد از شهادت امام حسین (ع)، افرادی بودند که در باره شهادت حضرت، سروده هایی داشتند. در هر دوره ای شاعرانی بودند که به این موضوع پرداختند و سعی کردند این حادثه غم بار و هول ناک را زنده نگه دارند. در دوران صفویه، با نظر به این که شاهان صفویه، علاقه خاصی به ائمه داشتند، شاعران بسیاری تلاش کردند که حماسه عاشورا را در قالب شعر بیان کنند. مشهورترین این افراد هم کسی نیست جز محتشم کاشانی که شعر او زبان زد خاص و عام شده است. این شعر با توجه به زبان خوبی که دارد، ولی از شور حماسه به دور است و تنها به جنبه مرثیه پرداخته است. در نتیجه، شعر عاشورایی در دوره صفویه، به اندازه دوره انقلاب، جان مایه لازم را نداشت. در دوره صفویه مرثیه سرایی باب بود و در دوره ما حماسه سرایی. این حماسه سرایی گاهی از اوقات با مرثیه هم همراه بود که شعر عاشورایی را کامل می کرد. در دوره آغاز انقلاب، شور و شعار در هم تنیده شد و آثاری با این فضا پدید آمد که برای دوره خودش کاربرد داشت. با گذشت زمان، و دور شدن از روزهای پر التهاب انقلاب، شعر عاشورایی به راه اصلی خودش باز گشت و شعرهایی سروده شده که از احساسات صرف و شعارهای روزمره به دور بود، و بیشتر به موضوع عاشورا و تبیین حرکت امام حسین (ع) در جریان شکل گیری جبهه باطل می پرداخت. شاعران توان مندی، چون مرحوم سید حسن حسینی با سرودن مجموعه خواندنی گنجشک و جبرییل، اثری در زیمنه عاشورا خلق کرد که به یاد ماندنی است و نشانه عظمت عاشوراست. این شاعر توان مند، نگاه تازه ای به کربلا دراد که برای دیگر شاعران عاشورایی خجسته است و می توانند بر اساس این نگاه، شعرهای عاشورایی خوبی بسرایند. این اثر، یکی از نقطه های اوج شعر عاشورایی روزگار ماست که تحت تاثیر شعر نیما سروده شده است. شاعرانی مثل علی معلم دامغانی، شعرهای عاشورایی خوبی سروده است. در شعری از آثار دامغانی می بینیم که به این پرسش پرداخته شده است که اگر ما در روزگار امام حسین بودیم چه می کردیم؟ آیا تنها به اندوه و غم بسنده می کردیم یا به یاری امام بر می آمدیم. شاعران معاصر به ویزه شاعران دوره انقلاب، پیوندی میان دیروز و امروز برقرار کردند که اگر ما بودیم چه می کردیم.
شاعری هم مثل دکتر قیصر امین پور که با سرودن نی نامه، اثری دیگر بر شمار آثار عاشورایی افزود.
البته پرداختن به عاشورا، پایان ناپذیر است، چرا که این حادثه شگرف، پایانی ندارد. اگر همه شاعران هم در این عرصه به تکاپو بیفتند و کار کنند، باز هم این حادثه به دلیل عمیق فاجعه ای که رخ داد، می طلبد که شاعران در این عرصه وارد شوند و شعر عاشورایی بسرایند. باید شاعران عاشورایی، تابلوی زیبای عاشورا را تصویر کنند و ما را با زوایای پنهان و آشکار این حادثه آشنا کنند و این تصاویر را برای نسل های در راه، به یادگار بگذارند و اجازه ندهند، این تابلو از یاد برود یا زوایایی از این تابلو نادیده گرفته شود. این تابلو، همه زیبایی های جهان را در خود جا داده، زیبایی هایی چون محبت و گذشت و شهادت و تلاش و وفاداری و فداکاری و... . باید ابعاد ملموس عاشورا را به تصویر کشید. نباید فکر کنیم که عاشورا در یک روز اتفاق افتاد و قرن هاست که از آن رویداد گذشته، پس دیگر نیازی نیست که به آن بپردازیم. عاشورا، زنده است و پایانی برای این حادثه نمی توان تصور کرد. تا روزی که در جهان، ستم و ستم کار هست، عاشورا زنده است. حماسه عاشورا، در عرض چند ساعت به وقوع پیوست، ولی دامنه این حادثه تا زمان ما نیز کشیده شده است. این حادثه را هیچ یک از هنرمندان ما در هر عرصه ای که فعالیت دارند، نباید نادیده یا کوچک بشمارند. عاشورا در همه زمان ها، جاری و ساری است.
 علی رضا قزوه، در شعری عاشورایی، ابتدای عاشورا را غدیر می داند. برای نمونه، در روزگار ما بیشتر به نقش حضرت زینب (س) پرداخته شد و دریافتیم که این بانوی قهرمان چه دشواری هایی را در کربلا تحمل کرد و در برابر ستم گران چه استوار ایستادند و به افشاگری پرداختند. در حالی که ما در روزگارهای پیشین، نمی بینیم که شاعران به این شخصیت بزرگ و مهم در عاشورا بپردازند.
خود بنده به مبحث اشک در عاشورا توجه کردم که اشک چه قدر در عاشورا نقش داشته و چه اشکی برای عاشورا، ارزش دارد.
چه قدر شاعران عرب به رویداد عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان و ستم سپاه عمر سعد پرداختند؟
شاعران عرب هم توجه های خوبی نشان دادند. برای نمونه، کمیت اسدی و دعبل و فرزدق، کارهایی در این زمینه داشته اند. در روزگار قدیم، رسانه ای جز منبر و شعر وجود نداشت. از این رو شاعران و منبری ها سعی می کردند از این دو رسانه بهره کافی را ببرند. بهره ای که سبب گسترش فرهنگ عاشورایی شود. ائمه هم بهترین صله ها را به شاعران دینی می دانند، چرا که همه دغدغه امامان ما این بود که حادثه عاشورا جهانی شود و همه زوایای این حادثه مهم، دیده شود و همگان با آن آشنا شوند. امامان نمی خواستند که عاشورا از یاد برود. از این رو برای مطرح شدن عاشورا، از همه توان خود بهره می گرفتند و از ان سو، شاعران فراوانی چه عرب و چه غیر عرب، در جهت خواسته تاریخی امامان اطهارمان کوشیدند و اجازه نداند که جباران تاریخ، گرد فراموشی بر روی این حادثه بپاشند. الحق که شاعران دینی این رسالت را به خوبی انجام دادند. اگر شاعران دیروز نبود، شاعران امروز نمی توانستند به این زیبایی برای عاشورا و امام شهیدان، شعر بسرایند. ما باید قدردان شاعران دیروز و امروز عاشورایی باشیم.
 شاعران عرب معاصر چه آن ها نیز کارهایی در این زمینه داشتند؟
بله، شاعران فلسطینی مثل محمود درویش کارهایی در این جهت داشته اند. دیگر شاعران عرب هم قطعاً شعرهایی دارند. بنده زیاد از جریانات شعری جهان عرب اطلاع ندارم. برای نمونه شاعران اهل تسنن از جان مایه عاشورا، بهره های فراوانی بردند.
 در شعر عاشورایی، بیشتر از کدام یک از شخصیت های عاشورایی به جز امام حسین (ع) یاد شده است؟
متاسفانه به همه یاران ایشان توجه نشده است. در حالی که یاران امام، زبانزد بودند در فداکاری و وفاداری. البته شاید یک دلیل آن کمبود منابع در این زمینه باشد. برای نمونه، از حضرت زینب (س) بسیار یاد شده و این خیلی ارزش مند است. همان طور که می دانید حضرت زینب (س) در جریان عاشورا و پس از عاشورا، نقش مهمی را ایفا کردند و توانستند ابعاد جنایاتی را که در عاشورا رخ داد، بیان کنند. اگر حضرت زینب (س) در عاشورا نبود، بعید نبود که حادثه عاشورا، به این شکل که امروز زنده و جاری است، زنده نمی ماند که البته شاعری از شاعران معاصر نیز به این نکته پرداخته که اگر زینب نبود، کربلا در کربلا می ماند.
خواهر امام، در فصاحت و بلاغت نیز بی نظیر بودند که ما به این عنصر شخصیت ایشان توجهی نشان ندادیم. وقتی در دربار یزید، حضرت زینب (س) سخن گفت، یزید پرسید این زن کیست که گفتند او دختر علی (ع) است که یزید گفت، پیداست که در بلاغت و فصاحت، شبیه پدرش است.
ما باید به این جنبه های فردی افراد در عاشورا توجه کنیم و در شعرهای مان به بیان آن بپردازیم و اجازه ندهیم که از یاد برود. البته هر یک از یاران امام، ستاره ای بودند، ولی شدت نور دهی خورشید وجود امام حسین (ع)، به حدی بود که ستاره ها کمتر دید شد. با وجود این، شاعران دینی و عاشورایی ما باید با نگاهی به مقاتل معتبر و مستند، توجه کنند و یاران حضرت را به تصویر بکشند و تلاش این افراد در کربلا را بیان کنند.
 در زمینه انتشار و ترجمه آثار عاشورایی شاعران ایرانی، چه کارهایی انجام شده است؟ آیا شاعران دیگر کشورها با آثار عاشورایی ایرانی آشنا هستند؟
ما متاسفانه در این زمینه کاری انجام ندادیم. ما باید دیدگاه های ادبی و هنری و دینی مان را بیان کنیم و این دیدگاه ها را ترجمه کنیم و بستری را فراهم آوریم که شاعران کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای مسلمان با شعرهای دینی به ویژه عاشورایی ما آشنا شوند. کوتاهی در این زمینه، خسارت های جبران ناپذیری را برای ما پدید می آورد. چه خوب می شود که حتی شاعران امریکایی و افریقایی را با حادثه عاشورا، به زبان شعر آشنا کنیم. نباید محدود به ایران بمانیم. حادثه عاشورا، حادثه ای فراتر از یک زمان و یک محدوده جغرافیایی است. از این رو برای گسترش فرهنگ عاشورا، هر چه کار کنیم، باز هم کم است و در این زمینه باید سیاست گذاران فرهنگی و شاعران دینی و عاشورایی، پیش قدم شوند و هر یک به کار و مسئولیت خودشان بپردازند.
خوش بختانه شاعران امروزی ما بر خلاف، مداحان که تنها به اشک گرفتن از مخاطب می پردازند، در جهت حماسه سرایی حرکت می کنند و دوست دارند، جنبه های حماسی عاشورا را بیان کنند و نمی خواهند تنها به مرثیه سرایی بپردازند. به نظر بنده، مرثیه سرایی صرف، سبب گسترش عاشورا نمی شود. باید حماسه و مرثیه را با هم داشت و به هر دوی این عنصرهای مهم پرداخت تا این واقعه شگرف، در جان و نهاد ما ریشه بدواند و جهانی شود.
در سال های اول انقلاب، شعرهای عاشورایی، رنگ و رویی دیگر داشتند که وقتی امروز به شعر عاشورایی نگاه می کنیم، در می یابیم که دیگر شعر عاشورایی امروزمان، شبیه سال های اول انقلاب نیست. در این باره توضیح می دهید.
در این دوره، آمیختگی شور و شعار اجازه خلق شعرهای نیرومند عاشورایی را گرفته بود. پس از دوره خاموشی التهاب ها، شاعران ما در یافتند که برای سرودن شعر عاشورایی، باید از شعار فاصله بگیرند و به جنبه های معرفتی ماجرای عاشورا بپردازند. اتفاقاً همین جنبه های عاشورایی است که به کار می آید و سبب آشنایی نا آشنایان با عاشورا می شود، وگرنه کارایی شور و شعار، دوره ای است و برای همه دوره ها، مناسب و ارزنده نیست. شاعر باید شعری بسراید برای همه زمان ها، و اگر چنین شاعری، برای عاشورا می خواهد شعری بسراید، باید دقت نظر بیش تری داشته باشد.
انقلاب ما، به دلیل الهامی که از عاشورا گرفت، می خواست با بیان رویدادهای عاشورا، در جهت پیروزی انقلاب و تبیین حرکت انقلاب، گام هایی بردارد. امروز شعر عاشورایی ما عمق فراوانی دارد.
بیشتر شاعران عاشورایی ما، از کدام قالب برای بیان حادثه عاشورا، بهره بردند؟ آیا به قالب های نیمایی و سپید نیز توجه شده است؟
به طور کلی، شاعران ما از قالب هایی چون سپید بهره بردند، مثل سید حسن حسینی. ولی باید در این زمینه گفت که ظرف شعر سپید، مناسب محتوایی چون عاشورا نیست. غزل، بهترین گونه شعری برای بیان حادثه عاشوراست. هنوز شعر سپید، در وجود عامه مردم، نفوذ نکرده است. این در حالی است که غزل، نافذ و اثرگذار است.
این که مخاطب، دوست دار شعرهای احساسی درباره عاشوراست و کمتر به شعرهای معرفتی نظر دارد، از کجا ریشه می گیرد؟
وقتی مداح، همه تلاشش این است که گریه بگیرد و چه بسا به تحریف عاشورا  بپردازد تا مجلس را گرم کند، دیگر مخاطب نمی تواند به رشد برسد. مخاطبی رشد می کند که بتواند شعر معرفتی را درک کند. همه چیز احساس نیست. اندکی هم خرد نیاز است. مگر می شود بدون شناخت، عاشورا گریست؟ دامن زدن به احساسات، پی آمد خوبی برای فردا جامعه ما ندارد. خوب نیست ما با احساس مردم کار داشته و از تعقل بی بهره باشیم. تعقل به ما کمک می کند که راه را به درستی بشناسیم. نباید جامعه ما به چند شعر گریه آور بسنده کند. باید جامعه شکوفا شود و رشد کند و بداند برای چه موضوع مهمی سینه می زند و نوحه می خواند و سیاه می پوشد.
وظیفه شاعر عاشورایی چیست؟
به عظمت عاشورا نظر داشته باشد و از یاد نبرد که عاشورا، راه راست است و گام برداشتن در این راه است که ما را از گمراهی می رهاند. عاشورا، حادثه بزرگی است و نیازی نیست که شاعر، آن را بزرگ تر از حد معمول نشان دهد. پس وظیفه اول، نشان دادن عظمت عاشورا و وظیفه دوم، دوری از اغراق است.

امیر عاملی، خوش نویس، شاعر و کلکسیونر اهل قزوین است که ۲۶ سال سابقه تدریس در انجمن خوش نویسان و دانشگاه های قزوین و تربیت معلم دارد.

وی نمایشگاه های متعددی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است و جزو سرشناسان حوزه هنر تجسمی در ایران است.
از وی تاکنون آثار بسیاری در حوزه خوشنویسی و شعر منتشر شده است که عبارتند از: رسم الخط امیر ۱۳۶۵، تحریر خط مقبره رودکی، مجموعه خط در حشمت سلیمان، مجموعه خط قدما و معاصر چهارده گيسوي درهم ريخته ۱۳۸۶، و مجموعه شعرهای از تپش دریچه ها، حوزه هنری ۱۳۷۵، نیزه بریزید، آفرینه ۱۳۷۶، خانه خورشید، نوادر ۱۳۷۷، حسرت پرواز۱۳۸۱، شوق شبنم، حدیث امروز ۱۳۸۲، از ياس ها الماس ها۱۳۸۷، يادگار زخم۱۳۸۷.
 


 

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات را کوتاه بنویسید و از الفاظ مناسب استفاده کنید تا امکان انتشار آن را داشته باشیم و یا مجبور به حذف آن نشویم
با تشکر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید