اشعار شاعران قم

اشعار شاعران قم

سید محمد جواد شرافت

 

 

 

دنیای با حضور تو دنیای دیگری است
روز طلوع سبز تو فردای دیگری است

بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها
خاک زمین بهاری گل های دیگری است

گل های مریم از گل نرگس معطرند
عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است

محمد محمود آبادی

 

شبيه ابر آذر ماه از اندوه سرشارم

چه مغرورانه مي ميرم ... چه مغرورانه مي بارم

 

دلم آماجِِِِ تاراجِِ هجومِ رهگذرها بود

من آن باغم كه مي بينند كوتاه است ديوارم

محمد شریف

 

 

 

 
همین که روسری ات را زدی کنار بس است
گرفته ای همه ی شهر را شکار بس است..

به مو بگو که به لشکرکشی نیازی نیست
برای قتح دل ساده یک سوار بس است..
شده ست رام تو دیگر رها کن آهو را
همین که او به نگاهت شده دچار بس است..

مجتبی سپید

 

 

 

پرستوی سه ساله
 
ازدیدنتان هست هراسان نزنیدش
 
بی رحمترین  مردم دوران نزنیدش
این غنچه که از چیدن آن شرم ندارید
پر پر شده در غارت طوفان  نزنیدش

علی اصغر شیری

 

 

 

برایت اتفاق افتاده دنبال خودت باشی؟
شبی مانند یک دیوانه در حال خودت باشی؟
بدون هم‌قدم از پرسه‌های خسته برگردی
میان جاده تنها باشی و مال خودت باشی؟