اشعار شاعران قم

اشعار شاعران قم

استاد محمد علی مجاهدی

دلی كه خانه مولا شود حرم گردد
كز احترام علی كعبه محترم گردد

من از شكستن دیوار كعبه دانستم
كه هر كجا كه علی پا نهد حرم گردد

هنوز روز خوش دشمن است تا آن روز
كه ذوالفقار زبان علی دو دم گردد

حسن خسروی وقار

 

من کی ام؟ عکسی که سرگرم تماشای خودم؟
یا فریبم، نقش بازی می کنم جای خودم؟!
خسته از تکرار خود در سینمایی سوت و کور
صحنه ی موهومی ام در چشم دنیای خودم

اعظم سعادت مند

 

 

 

 
 
 
 
به قرآنی که داری در میان سینه ات سوگند
که هرگز از تو و از خاندانت دل نخواهم کند
و ایمان دارم ای مهرت قیامتها به پا کرده
گنهکاران چون من عاشقت را زود می بخشند
پر از حس غریب روزهای آخر سالم
پر از دودی که بر می خیزد از خاکستر اسفند
دلم امشب شبیه کوچه های تا حرم تنگ است
دلم در حسرت ایوان دلباز شما تا چند؟

سید رضا شرافت

 

 

 

دل من باز گرفته به حرم می آید
درد دلهاست که از چشم ترم می آید
باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک
لطف تو باز فقط در نظرم می آید
درهمه زندگی از بی تو شدن می ترسم
که اگر دست نگیری به سرم می آید

محمد میرزایی


از عشق می ترسم، ولی بی عشق می میرم
ایـن روز و شـب هـا بـا خــودم بـدجــور درگــیــرم

سـرگـرم پـرواز خـودم در آسـمان بودم
تو در زمین پیدا شدی، حالا زمینگیرم

من شاعرم، فرقی ندارد هرکجا باشی
جـز از غزل هایم سراغت را نمی گیرم