کلاس ها

دیگر شاعران

وحید محمدی

این تیغ ها نظام تنت را به هم زدند
تر کیب صورت و بدنت به هم زدند
 
تیزی نیزه های پر از خشم شامیان
تصویر کهنه پیرهنت را به هم زدند

حسین ایمانی

 
زندان به حال زار موسی گریه می کرد
زنجیر و غل بر دست آقا گریه می کرد
وقتی عزیز فاطمه تشییع می شد
پای جنازه داشت زهرا گریه می کرد
سلطان رأفت زد گریبان چاک از غم

جواد حیدری

 

 

 

 

 

می و میخانه را از ما گرفتند
ز کف پیمانه را از ما گرفتند
شدیم عاقل که دنیا دوست گشتیم
دل دیوانه را از ما گرفتند
چو ما را از شهادت دور کردند
کلید خانه را از ما گرفتند

یوسف شیردژم

 

 

 

 

 

 

وقتی که هستی حس دلتنگی ندارم

سرشار احساسم من و منگی ندارم

 

وقتی که خوبی ساده ای بی ادعایی

من با تو رنگی غیر یکرنگی ندارم

محمد کاظم کاظمی

 

 

 

 

این پیاده می‌شود، آن وزیر می‌شود
صفحه چیده می‌شود، دار و گیر می‌شود
این یکی فدای شاه‌، آن یکی فدای رُخ‌
در پیادگان چه زود مرگ و میر می‌شود